تبليغاتX
بمیره زندگی با خاطراتش

ديروز و فردا مرا فريب دادند ديروز با خاطراتش و فردا با

وعده هايش...تا چشم گشودم امروز هم گذشته بود

.............................................................................. 

 

نبردهاي زندگي هميشه به نفع قويترين ها پايان نمي

پذيرد بلكه دير يا زود برد با آن كسي است كه بردن را

باور دارد

 

.............................................................................

 

کسي که به روي درس هاي زندگي آغوش گشايد و

خود را با پيش داوري تغذيه نکند همچون برگ سفيدي

است که خداوند کلمات خود را بر آن مي نگاردآن که

همواره با بدبيني و پيش داوري به جهان مي نگرد

همچون برگي نوشته شده است که کلامي جديد بر آن

نوشته نخواهد شد.

+ نوشته شده توسط رامتین و کوروش در یکشنبه چهاردهم تیر 1388 و ساعت 0:48 |

دنيا را بد ساخته اند......... كسي را كه دوست داري،تورادوست نمي دارد.

كسي كه تورا دوست دارد ،تو دوستش نمي داري اما كسي كه تو دوستش

داري و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند و

اين رنج است . زندگي يعني اين...............

 عذاب

...............................................................................

 

زيباست به ياد تو با چشمهاي خسته گريستن چه زيباست هميشه در

تنهايي تو را حس کرد ن چه زيباست در خيال با تو زندگي کردن عزيزم نامت

را بر قلبم خالکوبي می کنم تا هيچ وقت فراموشت نکنم . نازنين من

همچون نفس کشيدن تو را بخاطر مي سپارم. يک روزه ديگه هم بدون

شنيدن صدای تو گذشت ولی .... دوستت دارم .

زندگی یعنی این

...........................................................................

 

زير باران مي روم و فرياد مي زنم تا صداي فريادم با فرياد اسمان يكي شود.

به زير باران مي روم تا ناله هاي دلم با ناله هاي باد يكي شود و كسي

شاهد شكستن روح خسته ام نباشد

 

+ نوشته شده توسط رامتین و کوروش در شنبه بیست و نهم فروردین 1388 و ساعت 23:42 |

دوست واقعی کسی است که دستان تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند

 

هیچوقت مغرور نشو برگها وقتی میریزن که فکرمیکنی طلا شدن

 

می خواست در مصرف عقل صرفه جویی کند،عاشق شد. می خواست در مصرف عشق صرفه جویی کند،ازدواج کرد. می خواست در مصرف بی خیالی صرفه جویی کند،بچه دار شد. می خواست در مصرف زندگی صرفه جویی کند،خودش را دار زد

+ نوشته شده توسط رامتین و کوروش در دوشنبه شانزدهم دی 1387 و ساعت 22:31 |
این بار دیگه واقعا از ته دل میگم

بیوفا

"بمیره زندگی با خاطراتش "

واقعا چرا این زندگی فقط روی بدشو به آدم نشون میده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

حیرانم از بیوفایی در عصر بی اعتقادی!!!!!!!!!!!!!!!!

بمیره زندگی با خاطراتش

 

+ نوشته شده توسط رامتین و کوروش در چهارشنبه هشتم آبان 1387 و ساعت 19:8 |

بدون حرف !!!!!!!!!!! 

+ نوشته شده توسط رامتین و کوروش در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 و ساعت 17:39 |
سلام دوستای خوب

ببخشید که تو سال جدید نتونستیم بیایم

سال جدید واسه ما خیلی سال پر کاری بود

هر چند یه کم دیره اما سال جدید رو بهتون تبریک میگیم

آپ این بارمون فقط ۱ سواله

خواهشا اول خوب فکر کنید بعد جواب بدین

اگه زندگی زیباست ؟

چرا هنگام تولد گریه کردیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نظر یادتون نره

+ نوشته شده توسط رامتین و کوروش در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 و ساعت 23:50 |

موش گفت:
- افسوس!. دنيا روز به روز تنگ تر می شود. سابق جهان چنان دنگال بود كه ترسم می گرفت. دويدوم و دويدم تا دست آخر هنگامی كه ديدم از هر نقطه ی افق ديوار هایی سر به آسمان می كشند آسوده خاطر شدم. اما اين ديوار های بلند با چنان سرعتی به هم نزديك می شوند كه من از هم اكنون خودم را در آخرِ خط می بينم و تله ای كه بايد در آن افتم پيش چشمم است.
- چاره ات در اين است كه جهتت را عوض كنی.
گربه در حالی كه او را می دريد چنين گفت.
                                                                   

             

 

+ نوشته شده توسط رامتین و کوروش در یکشنبه پنجم اسفند 1386 و ساعت 23:35 |